عبدالحسين بينش
35
روزهاى سرنوشت ساز در جنگهاى صليبى (فارسى)
در سال بعد « شنت يعقوب در كامپوستيلا » « 1 » را به آتش كشيد ، ولى نهايت كوشش را براى عدم تعرض به اماكن مقدس به خرج داد . در سال 986 م منصور بر بارسلون چيره گشت و تصميم گرفت كه جزيره را يكپارچه سازد و به شكل روزهاى پس از فتح نخست درآورد و آنگاه ، بىدرنگ از كوههاى پيرنه بگذرد . اما مرگ وى به سال 1002 م فرا رسيد و موفق به انجام اين كار نگرديد . پس از درگذشت منصور قدرت مسلمانان رو به ضعف نهاد ، با وجود اين ، نيروى دريايى آنان توانست به انتيب ، بر ساحل لاجوردى ، به سال 1003 م و پيزا در ايتاليا به سال 1005 م و ناربون در فرانسه به سال 1020 م حمله كند . اما اين يورشهاى منظم مدت زمانى متوقف شد و مسيحيان فرصت يافتند تا ضد حملههاى خود را آغاز كنند . نخستين نشان ناتوانى مسلمانان در اندلس ، پس از منصور ، تجزيه خود اندلس بود ؛ كه اميران و فرماندهان در نواحى و پايگاههاى خود اعلام استقلال كردند . بنىحمود در ملقا ، دولت بنىجهور در قرطبه ، بنىعباد در اشبيليه ، دولت بنىافطس در بطليوس ، بنى يحيى در لبله ، بنىمزين در باجه و شلب ، بنىبكرى در ولبه و جزيرهء شلطيش ، بنىهارون در شنتمريه ، بنىذىالنون در طليطله ، بنىمناد در غرناطه ، بنىبرزال در قرمونه ، بنىدمر در مورور ، بنى خرْزون در اركش ، بنىيغرن در رنده و عامريه در مريه تشكيل گرديد . به علاوهء مملكت دانيه و جزائر ؛ دولت بلنسيه ؛ امارت پونت و مملكت ساراگوسا » .
--> ( 1 ) . . گفته مىشود كه سنت يعقوب يا قديس يعقوب در گاليكيا شمال غرباندلس واقع است . در يكى از اسطورهها آمده كه وى يكى از حواريون دوازدهگانه بوده است : « او از همه به عيسى ( ع ) نزديكتر بود و به دليل ملازمت با وى ، او را برادرش مىخواندند . . . او در بيتالمقدس اسقف بود . و براى تبليغ به همه جا سفر مىكرد تا به اين نقطهء دور رسيد و سپس به شام بازگشت و در سن 120 سالگى ( به سالهاى شمسى ) درگذشت . يارانش جنازهء وى را آوردند و در اين كنيسه كه دورترين اثرش بود به خاك سپردند » . ساكنان اندلس جايگاه قديس پطرس - يا يعقوب - را هالهاى از نور بخشيدند ؛ و شهر شنت يعقوب به شهر مقدسى كه مردم از سراسر اروپا به زيارتش مىآمدند تبديل شد و پس از قدس و رم در مرتبهء سوم قرار گرفت . هنگامى كه آلفونسوى دوم آمد ، رستاخيز اسطورهء قديس يعقوب را به اعتبار اينكه او پشتيبان و رئيس جزيرهء ايبريا است تجديد كرد . همهء آرزوها به حمايت قديس ارتباط پيدا كرد و براى بزرگداشت قديس مناسك ويژهاى وضع گرديد و اشعارى حماسى سروده شد ؛ و مسيحيان بر ضد كفار - مسلمانان - حاضر به فداكارى گشتند . نظر به اينكه شنت يعقوب در دورترين نقطه شمال غربى اندلس ، در ميان مناطق سخت ، واقع است ، رسيدن نيروهاى اسلامى به آنجا ناممكن بود . از اين رو به صورت دژ انقلابيون و پايگاه ياغيها باقى ماند تا آنكه منصور آمد و آن را گشود .